زود قضاوت نکنیم
خانم معلمی تعریف میکرد که در مدرسه ابتدایی بودم. مدتی بود تعدادی از بچهها را برای یک سرود آماده میکردم. به نیت اینکه آخر سال مراسمی برایشان گرفته شود. روز مراسم بچهها را آوردم و مرتبشان کردم. پدرومادرها هم دعوت بودند. موقع اجرای… بیشتر »
